آفریدگار و تاریخ

  آفریدگار و تاریخ:

  تاریخ داستانی است  بس طولانی به بلندی عمر بشریت و به کثرت و  تنوع  تعداد

  انسان ها. 

  داستانی که آغاز آن در ابهام زمان در محاق رفته و پایان آن در انتظار آینده نانوشته

  مانده.

  آری تاریخ داستان بس بلندی است که  فصل های گونه گون دارد و در هر فصل آن

  چهره هایی رخ می نمایند و خود را به ما می شناسانند. گروهی از آنان با داستان

  می مانند و گروهی در همان فصل یا فصل بعدی می روند و جای خود را به دیگران 

  می سپارند و این دیگران نیز هر گروه، فصلی را رقم می زنند. اما در  این  داستان

  بزرگ یک وجود بلند مرتبه همیشه هست که تاریخ با نام او شروع شد و با اراده و

  سنت  او استمرار یافت.

  او خداست!  خدایی که داستان زندگی  بشر با  قلم اراده ی اش رقم خورده و  با

  جوهر تدبیرش نگارش یافته است. هیچ  صفحه ای از داستان بلند و زیبای تاریخ  از

  منظر الهی دور نیست!

انتقال پایتخت در عصر عباسیان

انتقال پایتخت در عصر عباسیان:

 در دوران خلافت معتصم، هشتمین خلیفه عباسی( ۲۱۸ تا ۲۲۷ هجری برابر

 با ۸۳۳ تا ۸۴۲ میلادی)  مرکز  خلافت  اسلامی  از  بغداد  به  سامرا  در  صد

 کیلو متری  شمال  بغداد انتقال یافت.  علت این اتفاق اقدامات آزار دهنده ی

 سپاهان ترک معتصم  بود. معتصم  در  زمان  جنگ داخلی برادرانش امین و

 مأمون دریافت که باید  به نیروی  سومی  به  جز  عرب ها  و  ایرانیان متکی

 شود. بدین  جهت ارتشی ۴۰۰۰ نفری از غلامان ترک تشکیل داد و تعداد آنان

 را  در  آغاز خلافت خود  به  چندین برابر افزایش داد.  این  گروه در سرکوبی

 شورش های  بغداد  که  بیشتر  دعوای نحله های  فکری  بود، نقش زیادی

 داشتند.

 به  دستور  خلیفه  سامرا روز  به  روز آبادتر شد و تا عصر معتمد پانزدهمین

 خلیفه ی عباسی( ۲۵۶ تا ۲۷۸ هجری برابر با ۸۷۰ تا ۸۹۲ میلادی) هم چنان

 پایتخت بود.  معتمد  در آخرین سال حکومت و اندکی پیش از مرگ، سامرا را

ترک کرد و  به بغداد آمد  و  این شهر مرکزیت خود را پس از قریب ۵۵ سال باز

یافت و تا زمان سقوط عباسیان توسط هولاکو خان مغول( ۶۵۶ هجری برابر

با ۱۲۵۸ میلادی) پایتخت خلافت عباسی بود.