نوروز در تاریخ

نو روز در تاریخ 

  بزرگداشت روزهای مهم و جشن در اعیاد در فرهنگ ایرانیان باستان جایگاه ویژه ای داشت؛ به گونه ای

  که  اثر آن به دوره ی اسلامی نیز رسید. ایرانیان  روزهایی از سال  را که  نقش  مهمی  در زندگی آنان

  داشت، گرامی می داشتند و در آن ایام به سرور و شادمانی و برگزاری مراسمی  خاص و شکوهمند

  می پرداختند.

  یکی از این اعیاد ، نو روز است. هم زمان با آغاز مجدد حیات طبیعت در طلیعه ی بهار جشن نوروز با

  گستردگی و شکوه  خاصی آغاز مگردید و روزها ادامه می یافت.

  این جشن همراه با نظافت و آراستن خانه ها، تدارک سفره های الوان  و دیدار مردم با یکدیگر بود. بنا

  به نوشته ی ابوریحان بیرونی در کتاب آثار الباقیه، شاهان ساسانی در این روز بار عام و فرمان ملاقات

  عمومی می دادند. بر اساس  تقویمی  که  وی از  بار عام های شاه ارائه داده است، چنین  نتیجه  گرفته

  می شود که مراسم نو روز شش روز ادامه داشته است.

  در مورد هفت سین هم نظرات مختلفی مطرح گردیده که شاید بتوان از تلفیق آن ها به نتیجه ی درست تری

  رسید و آن این که: هفت نمونه از خوراکی ها،  نوشیدنی ها  و یا  اشیاء  مورد علاقه ی خود  را بر سر

  سفره ی عید می گذاشتند که نام آن ها با (ش) یا (چ) آغاز می شد. در دوره ی اسلامی  این  ملزومات به

  هفت سین تبدیل و به فرهنگ اسلامی نزدیک شده است.

                   نو روز بر شما مبارک

                                                          نو روز بر شما مبارک

تاریخ را از یاد نبریم

                           تاریخ را ازیاد نبریم

  ======================================

   هر چند که می دانم تاریخ از یاد رفتنی نیست، اما سفارش به یاد آوری آن نیز بی فایده نیست. انسان 

   گرفتاری های زیادی دارد  و شاید این دغدغه ها  بیشتر از آینده باشد. بدین  جهت ناخواسته به دنبال

   آینده است. آینده ای نا آشنا  و گنگ. با تخیل و تصور آینده را می سازد، غافل از این  که کلید شناخت

   آینده، گذشته است.

   به هر بهانه به گذشته باز گردیم و آن را مرور کنیم. داستان خوبی ها و بدی های نسل انسان بر پیشانی

   تاریخ حک شده است. تردید  در اعتماد به  تاریخ وسواس است  و باید آن را به پشت  سر انداخت. با آن

  همه راوی معتبر و انبوه روایت ها  دیگر سخن از تاریک بودن تاریخ  بی انصافی است. گر چه مطمئنیم

  که   ناگفته های  تاریخ  بسیار است، اما  گفته های  آن  نیز بسیار و شنیدنی و عبرت آموز است. مشعل

   تاریخ را در دست بگیریم و به نقب حوادث برویم و اعجاب  آن را ببینیم تا  بتوانیم  بر اساس آن آینده را

   بازسازی کنیم.

               """""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""

مهدی مستقیمی

از مجموعه ی "یک حرف از هزاران"

سفر به تاریخ

سفر به تاریخ

 

""""""""""""""""""""""""""""

  سفر کردن جزئی جدا نشدنی از زندگی انسانی است. به قول شاعر: کس خطر بی سفر کجا

  یابد؟! آنان که گوشه تنهایی و سکون گزیده و سفر را خوش نمی دارند، بی شک خود را از

  بسیاری از آگاهی ها و تجربه ها محروم کرده اند.

  البته سفرها دو گونه اند: آفاقی و انفسی.  در سفر آفاقی پای در رکاب مرکب می کنی  و تن

  خاکی را از جای می کنی، شهر و دیار خود را پشت سر می گذاری و سرزمین های سر سبز

  و کویرهای  خشک و تفتیده را  طی  می کنی !  از فراز  کوه ها  بالا می روی  و از  نشیب

  آن ها سرازیر می شوی! به  دیار انسان های سفید و سیاه ، زرد  و سرخ سر می زنی و با

  نگاه و زبان با آن ها  صحبت  می کنی  و از آداب  و رسومشان، دین و آیینشان، خواب  و

  خوراکشان آگاه می شوی. عده ای را دوست می داری و با عده ای دشمن  می شوی. جمعی

  تو را می نوازند  و جمعی  دیگر می گدازند.

  اما درسفر انفسی تن بر جای می ماند واین روح وروان است که به حرکت در می آید و فارغ

  از مرزها  و موانع  طبیعی  به هر کجا  که  می خواهد  می رود؛  در سفر انفسی  می مانی و

  می خوانی!

  و تاریخ تو را هم به سفر آفاقی  و هم به  سفر انفسی می برد. در سفر آفاقی  چشم  سر آثار

  گذشتگان را می بیند و در سفر انفسی چشم دل آن ها را می خواند. با تاریخ به اعماق قرون

  سفر کنید واز زوایای زندگی انسان ها آگاه شوید. کجاست دری که به روی من باز گردد و یا

  صحیفه ای که رو به رویم گشوده شود و هرآن چه را که نمی دانم،و می خواهم بدانم صادقانه

  در گوشم نجوا کند ؟ 

  تاریخ را می گشایم واسرارجنگ ها و صلح ها،رذالت ها و دنائت ها، قربانی کردن انسان ها 

  به پای اغراض شیطانی و...و نیز رشادت ها و شهادت ها، جان فشانی ها و ایثارها برای بر

  پا  کردن حق  و یاری رساندن  به  مظلومان و محرومان  و...  را  در صفحه  صفحه ی آن

  می خوانم!  آری تنها تاریخ است که توان گفتن این اسرار را دارد .......

             ///////////////////////////////////////////////////////////////////////////////

مهدی مستقیمی

از مجموعه ی " یک حرف از هزاران" 

خواب و بیداری

                               خواب و بیداری

     (((((((((((((((((((((((((((((  ))))))))))))))))))))))))))))

خواب را خواب کردم 

و از آن بستر نرم

برخاستم تند.

پرده ها را به کنار افکندم

و به سوی بیداری

دست وا کردم.

تا مرا دید

بسی شادی کرد

و به آرامی گفت:

مدتی است که من منتظرم؛

گفتم: از پنجه ی خواب

وا رهیدن سخت است!

پنجه بگشوده و نرم

روح غمگین مرا

درخودش جا می کرد

و من از عمق درونم به نهیب  تاریخ

ناگه از جا جستم:

که حذر از تب خواب!

پشت این دایره ی خواب، انگار  

بیداری ست!

و تو را می خواند.

تاریخ نگاری ادواری

                    نگارش ادواری تاریخ:

 ==================================== 

  تاریخ نگاری ادواری یکی از متداول ترین انواع تاریخ نگاری است؛

  اما نگارش تاریخ توسط  مورخان قرون قدیم بیشتر موضوعی و یا

  مکانی بوده است.  تاریخ نگاری در آغاز محدود به مکان ، زمان و

  موضوعات خاصی بود. شاید ویژگی های تمدن بشری در  اعصار

  دور  چنین اقتضا  می کرد. هر آن چه بود ، همان بود  که  توسط

  مورخانی چون هرودوت، توسیدید، پلوتارک  و پمپه  نگارش یافت.

  در قرون میانی  دایزه ی  تاریخ نگاری  گسترش  یافت  و  مورخان

  زیادی  با  استفاده  از دانش  پیشینیان و  دیده ها  و  شنیده های

  خود به نگارش تاریخ ادواری روی آوردند.

  مورخان دوره ی اسلامی دراین زمینه تألیفاتی دارند؛تاریخ یعقوبی

  و تاریخ طبری از این نمونه اند.

  در قرون جدید و معاصر سیر نگارش تاریخ ادواری گسترش یافت.

  تاریخ تمدن ویل دورانت و تاریخ عمومی اثر آلبر ماله و ژول ایزاک

  ازاین نمونه اند.

  تاریخ های ادواری اطلاعات  فراوانی  را  در اختیار  محققان  قرار

  می دهند.