سفر به تاریخ
سفر به تاریخ
""""""""""""""""""""""""""""
سفر کردن جزئی جدا نشدنی از زندگی انسانی است. به قول شاعر: کس خطر بی سفر کجا
یابد؟! آنان که گوشه تنهایی و سکون گزیده و سفر را خوش نمی دارند، بی شک خود را از
بسیاری از آگاهی ها و تجربه ها محروم کرده اند.
البته سفرها دو گونه اند: آفاقی و انفسی. در سفر آفاقی پای در رکاب مرکب می کنی و تن
خاکی را از جای می کنی، شهر و دیار خود را پشت سر می گذاری و سرزمین های سر سبز
و کویرهای خشک و تفتیده را طی می کنی ! از فراز کوه ها بالا می روی و از نشیب
آن ها سرازیر می شوی! به دیار انسان های سفید و سیاه ، زرد و سرخ سر می زنی و با
نگاه و زبان با آن ها صحبت می کنی و از آداب و رسومشان، دین و آیینشان، خواب و
خوراکشان آگاه می شوی. عده ای را دوست می داری و با عده ای دشمن می شوی. جمعی
تو را می نوازند و جمعی دیگر می گدازند.
اما درسفر انفسی تن بر جای می ماند واین روح وروان است که به حرکت در می آید و فارغ
از مرزها و موانع طبیعی به هر کجا که می خواهد می رود؛ در سفر انفسی می مانی و
می خوانی!
و تاریخ تو را هم به سفر آفاقی و هم به سفر انفسی می برد. در سفر آفاقی چشم سر آثار
گذشتگان را می بیند و در سفر انفسی چشم دل آن ها را می خواند. با تاریخ به اعماق قرون
سفر کنید واز زوایای زندگی انسان ها آگاه شوید. کجاست دری که به روی من باز گردد و یا
صحیفه ای که رو به رویم گشوده شود و هرآن چه را که نمی دانم،و می خواهم بدانم صادقانه
در گوشم نجوا کند ؟
تاریخ را می گشایم واسرارجنگ ها و صلح ها،رذالت ها و دنائت ها، قربانی کردن انسان ها
به پای اغراض شیطانی و...و نیز رشادت ها و شهادت ها، جان فشانی ها و ایثارها برای بر
پا کردن حق و یاری رساندن به مظلومان و محرومان و... را در صفحه صفحه ی آن
می خوانم! آری تنها تاریخ است که توان گفتن این اسرار را دارد .......
///////////////////////////////////////////////////////////////////////////////
مهدی مستقیمی
از مجموعه ی " یک حرف از هزاران"